به گزارش مفدا، روز دانشجو، در ایران به ۱۶ آذر اطلاق میشود. این روز، به یاد سه دانشجو (مصطفی بزرگنیا و احمد قندچی هوادار حزب توده ایران و مهدی شریعترضوی هوادار جبهه ملی ایران) که هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲ (حدود چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد همان سال) در دانشگاه تهران کشته شدند، گرامی داشته میشود.
در این راستا و برای شنیدن نظرات کارشناسان و صاحبنظران درخصوص اهمیت روز دانشجو و لزوم گرامیداشت این روز در دانشگاهها، به سراغ دکتر حسین قناعتی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران رفتیم و گفت وگویی با وی ترتیب دادیم که درپی میآید:
آقای دکتر قناعتی ضمن تبریک به مناسبت روز دانشجو در خصوص اهمیت این روز صحبت کنید؟
روز ۱۶ آذر به عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در دفتر تاریخ این سرزمین به یادگار ثبت شده است.امام راحل برای دانشگاه به عنوان جایگاه تعلیم و تربیت نقش و اعتبار کم نظیری جهت تربیت متخصصان متعهد قائل بود و چون سلطه چندین ساله استعمار و ایادی آن را بر دانشگاههای کشور نظاره کرده، لذا نتیجه سوء آن را مکرراً گوشزد کرده است. چرا که استعمار از طریق سلطه بر مراکز تعلیم و تربیت و نظام آموزشی کشور با حمایت تحصیل کردههای وابسته، به غارت سرمایههای مادی و معنوی می پرداخت و موجب اسارت ملی میشد.
امام خمینی(ره) از دانشجویان به عنوان جوانان روشنفکر، جوانان ارزنده اسلام، دانشجویان مسلمان و مبارز، دانشجویان انقلاب، فرزندان ایران، قوه متفکره ملت و... نام میبرد و برای دانشجو ارزش و اهمیت خاصی قائل بود.
اعتقاد دارم فضای مجازی بستر بسیار خوبی برای رشد جامعه است این را ما نباید از دست بدهیم. یک توصیه به دانشجویان میکنم که دانشجویان عزیز اولین کاری که میکنند یاد بگیرند و عالم باشند، نمیشود بدون علم صحبت کرد. احساسی نباید صحبت کرد، دیگر دوره آن حرفها گذشته که بخواهیم با احساس صحبت کنیم. دوره، دوره علم است و استناد علمی و آن علمی که به روز باشد چون علم هم بعد از مدتی کهنه میشود بنابراین جامعهای موفق خواهد شد که دانشجویانش که قلب و مغز اجتماع و حرکت دهنده جامعه و شکل دهنده آینده کشور هستند ،بتوانند کاملا حرفهایشان را بزنند و مباحثه کنند منتها در فضایی صحیح و سالم.
متاسفانه فضای مجازی ما پر از انحراف و افتراء است و این باعث شده مردم نتوانند حق را از ناحق تشخیص دهند.اعتماد داشتن به فضای مجازی به عنوان یک ابزار ارتباطی مناسبت، میتواند موجب ارتقاء جامعه شود.
آقای دکتر شما درخصوص کرسیهای آزاد اندیشی و ضرورت آن در دانشگاههای علوم پزشکی چه نظری دارید. متأسفانه به خاطر شیوع ویروس کرونا این قضیه مقداری کم رنگ شده شما چه راهکارهایی در این خصوص دارید؟
لازم است که کرسیهای آزاد اندیشی بیش از پیش در فضای دانشگاهی وجود داشته باشد. به هرحال کرونا باعث متوقف شدن رشد این کرسیها شد اما به هرحال باید تلاش کرد زمینههای لازم را برای تقویت این کرسیها در فضاها و محیطهای دانشجویی فراهم کرد. تاثیرگذاری این کرسیها در رشد و بالندگی فکری و روحی دانشجویان بر هیچ کس پوشیده نیست. بسیار مهم است که این کرسیها انجام شود و انشاءالله بحث تقویت این کرسیها را در دانشگاه خود انجام خواهیم داد منتها در فضای علمی، سالم و بدون افتراء و تهمت.
یکی از مطالبات دانشجویان لزوم استقلال تشکلهای دانشجویی است به نظر شما این استقلال چگونه محقق میشود؟
باید رشد متناسبی در این زمینه وجود داشته باشد.استقلال تشکلهای دانشجویی امری ضروری و اجتنابناپذیر است. استقلال با هرج و مرج متفاوت است. متأسفانه یکی از علتهایی که مسوولان با استقلال جریانهای مختلف مخالف میشوند همین وجود هرج و مرج است. یعنی سوءاستفادههایی که در جریانها میشود و باعث میشود که جهت را به هرج و مرج بکشانند. اگر ما تمرین کنیم که در بستر قانون حرکت کنیم بسیار بسیار مهم است که این جریان دانشجویی مستقل وجود داشته باشد و دانشجویان بیایند و صحبتهایشان را بکنند. استقلال خیلی خوب است و در قالب این استقلال دانشجویان میتوانند خیلی راحت حرفهایشان را بزنند. فقط باید در محدوده قانون و حیطه اخلاق، علم، معرفت و آگاهی باشد نه اینکه به صورت هوای نفس یا نه اینکه هر صحبتی که به ذهنش میآید، بیان کند. متأسفانه من فضای مجازی را زیاد بررسی میکنم . میبینم ۷۰ تا ۸۰ درصد حرفها بیپایه است و مبنا ندارد و باید این مشکل را هم برطرف کرد ، البته زمان لازم دارد من قبول دارم باید بچه زمین بخورد تا راه بیفتد و ما باید این فرصت را هم به عنوان مسئول بدهیم که دوستان بیایند و صحبتهایشان را بکنند تا یاد بگیرند که چه طور باید مباحثه کنند و وقت را تلف نکنند. موضوعی صحبت کنند و نه تکراری. مثلا موضوعی که میشود در پنج دقیقه به نتیجه موکول کرد باید یکی دو ساعت در موردش صحبت کرد. البته این در مباحث دانشجویی نیست حتی در مسائل کلان و جلسات مهم کلان هم ما این مشکل را میبینیم.
نقدتان در مورد جریان و جنبش دانشجویی چیست؟ چه در گذشته که دانشجو بودید و چه اکنون که تصدی ریاست دانشگاه را بر عهده دارید؟در ۴۰ سال گذشته جنبش دانشجویی چه نقاط ضعفی داشته است؟
اصولاً روشنفکری در کشور ما یک مقدار بیمار بوده. گاه و بیگاه ، یعنی افراط و تفریط شدید داشته مثلاً آقای تقی زاده میگوید برای اینکه کشور تغییر کند از سر تا نوک پا باید غربی شویم . آیا ما نمیدانیم که چقدر غربیها از تمدن اسلامی ما، ایرانی اسلامی ما استفاده کردند و رشد کردند . خیلی مثال دارم حتی در زمینه مسائل علمی. شاید در زمینه هر علمی که مثال بزنیم یک رگهای از دانشمندان ایرانی را میبینند. در زمینه پزشکی اگر شما در دانشکده ی پزشکی پاریس تشریف ببرید مجسمه بزرگان طب را گذاشتند. ابوعلی سینا را یک پله بالاتر و قسمت وسط قرار دارد و به آن نسبت شاهزاده پزشکی را دادند. مگر بوعلی سینا یک عالم دینی نبوده؟ ما افراط و تفریط روشنفکریمان خیلی زیاد بوده. روشنفکری ما به جای این که بتواند جامعه را اصلاح کند به طرف کمونیست پناه برد. در یک دوره چهل سالهای از حزب توده تا چریکهای فدایی الان تقریباً محو شدند چون نتوانستند بستر جامعه رو بشناسند و ببینند در چه بستری کار میکنند.
اصولاً در کسب و کار هم همین طور است. در علم کسب و کار اعلام میکنند که شما باید بستر را بشناسی مثلاً اگر لباس یقه هفت بیاوری در ایران که دکمه هم نداشته باشد خیلی خواهان ندارد خوب ممکن است تمدن و ظرفیت و فرهنگ مردم ایران پذیرای آن نباشند یا کُتهای براق در جامعه مقبول و پذیرفته نیست و استفاده نمیشود.
من توصیهام به تمام دانشجویان و احزاب این است که اگر میخواهند موفق باشند باید در بستر مردم باشند تا موفق شوند.
آقای دکتر کم رنگتر شدن حضور دانشجو در وقایع اجتماعی و سیاسی را چطور ارزیابی میکنید؟ و این دلزدگی و دلمردگی که در برخی دانشجویان وجود دارد ناشی از چیست؟
این دلمردگی فقط خاص دانشجویان نیست به نظر من باید همان جامعهای که در زمانی که قبل از انقلاب یادمان میآید و بالاخره دختران بیحجاب یا مردهای سوسول و تیپهای جاهلی غیر مذهبی و مشروب خور چی شد. اینها همه آمدند و آن تحول بزرگ برایشان ایجاد شد و آنها در جنگ شاهکار کردند همان مردمی که مردمی عادی بودند. همان آدمها را ما آدمهای خوبی تربیت کردیم. الان بعضی از جانبازها انتخاب شدند. بعضی از آدمهایی که مسئولیتهای مهم داشتند و رُک بودند در بعضی از کارهای کشور آنها هم دچار سردرگمی شدند این بر میگردد به این که سمت و سوی نگاه عوض بشود. ببینید جامعه مثل بدن انسان است. بیمار میشود ، میمیرد و از بین میرود و جامعه جدید پدیدار میشود یادمان باشد خداوند عالم قول نداده هیچ تمدنی پایدار بماند.. اگر ما درست عمل نکنیم جامعه جمهوری اسلامی هم از بین خواهد رفت. بنابراین خداوند با هیچ کس سر شوخی ندارد. ما اگر درست عمل نکنیم از بین خواهیم رفت و تمدن دیگری شکل میگیرد. این وعده خداوند است. قصه تجربه تاریخی هم همین را نشان می دهد. تمدنهای بسیار بزرگی آمدند به خاطر اینکه نتوانستند آن اصولی که بوده درست عمل کنند از بین رفتند. در تجارت هم همین طور است. جالب است که تجارت و موفقیت شغلی هم نوع و نمودی از حرکتهای اجتماعی است .شما اگر یک اشتباه کوچک انجام بدهی ممکن است شکست بخوری مثلاً کمپانی نوکیا که ۷۰ درصد بازار موبایل را داشت و یک اشتباه کوچک کرد به جای اینکه بیاید یک نرم افزارش را اُپن بگذارد، هر کسی نرمافزاری نوشت و همین اشتباه کوچکش باعث شد نوکیا از ۷۰ درصد به کمتر از یک درصد بازار برسد بنابراین این نشان دهنده اینکه که ما در همه زمینهها باید دقت داشته باشیم تا بتوانیم موفق باشیم.

به نظر شما دوکت کنونی چقدر میتواند در احیای جنبش دانشجویی نقش بسزایی ایفاء کند؟
به نظرم علیرغم اینکه برخی میگویند دولت کنونی دولت مستبدی است بسیار از اصلاح طلبان، فضا بازتر از دولت قبلی است. کسانی که با روحیات بنده آشنایی دارند میدانند که من نه اصلاح طلبم و نه اصول گرا. من هوادار جدّی جمهوری اسلامی هستم و دنبال اصلاح و اشکالاتش هم هستم و اعتقاد شدید دارم که اشکالاتی پیش آمده و در زمینه عدالت موفق نبودیم. باید تلاش کنیم این اشکالات برطرف شود دچار اشکال شدهایم. ببینید وقتی افغانها به ایران حمله کردند محمود افغان حمله کرد و سلطان حسین مجبور شد حکومت را تحویل بدهد. مردم هیچ کاری نکردند و ۱۶ سال بعد همان مردم با کمک نادرشاه توانستند تا هندوستان هم پیش بروند و هندوستان را هم تصرف بکنند. این همان مردم هستند فقط مدل و سبک مدیریتشان عوض شد. نگاه مدیریت به اداره جامعه عوض شد و این مسائل پیش آمد.
من تأکید دارم که برای اصلاح جامعه و این مسائلی که شما سؤال فرمودید لازم است در مدیریت کلان کشور یک بازنگری جدّی بشود که مطمئنم آقای رئیسی پیگیر این مسائل هستند و باور دارم یکی از دلایلی که من خیلی مجدّانه آمدم به کمک ایشان این است که به آقای رئیسی و برنامههایشان اعتقاد دارم و انشاءالله امیدوارم که به کمک ایشان و دولت بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.
در رابطه با مشارکت دانشجویان علوم پزشکی هم صحبت کنید طی این یکسال گذشته، بحث واکسیناسیون چقدر توانسته مؤثر باشد؟
اتفاقاً یکی از شواهدی که جامعه ما اساس و پایه خیلی خوبی دارد موضوع مشارکت دانشجویان در همه ابعاد است، همه میگفتند این جوانهای دهه هفتاد و یا هشتادی جوانهای بیتوجه به مسائل عمومی و اجتماعی هستند از این جور تهمتها به جوانها میزدند امّا واقعاً در قصه کرونا ما دیدیم که همین جوانها چه فداکاریهایی کردند. من خودم چون در بیمارستان امام خمینی(ره) حضور داشتم و در بطن کار بودم چه از لحاظ برنامهریزی برای کرونا و نیز مسئول اتاق فکر کرونای استان تهران نیز بودم. می دیدم در روز ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر از بیمار کرونایی سی اسکن میشدند واقعاً دیدم بچهها و دانشجویان ما پا به پای ما آمدند. من یک حرکتهای را در رزیدنتها دیدم که بی نظیر بود اگر اشکالاتی هست در جایی دیگر است که باید حل شود.
آقای دکتر بحث کرونا چقدر باعث شد تا جنبش و فعالیتهای دانشجویی کم رنگ شود ؟
حتما کرونا بر همه چیز اثر داشته، کرونا به قول آن اندیشمند بزرگ آلمانی که میگوید دنیا به دو قسمت تقسیم شده دنیای قبل از کرونا و دنیای بعد از کرونا. مطمئناً تغییرات بسیار عظیمی در جهان از لحاظ سیاسی، مرزبندی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، خواهد شد و کرونا این کار را انجام داد. این یک پدیدهای بود که به بشر ثابت کرد که یک ویروس ۱۰ تا ۱۵ گرمی چه کرد و چه جوری دنیار را به هم ریخت و هنوز کسی نمیداند در آینده چه خواهد شد. اقتصادها چه طور بالا و پایین شد. اما قطعاً روی روابط اجتماعی تأثیر گذاشت. فضای مجازی را گسترش داد. به نظر من کرونا فرصتهای خوبی را به بشر داد ما الان بهتر، آگاهتر، سریعتر، دقیقتر وبه روز تر میتوانیم اطلاعات را دسترسی پیدا کنیم، تحلیلهای متنوع و افراع متنوعتری را بشناسیم و البته عوارض و مسائل خودش را هم دارد که این از خاصیت این دنیاست. قرآن کریم میفرماید: این دنیا بنا نیست که یکسان باشد و مرتبط دست به دست خواهد شد و این خاصیتی است که خداوند گذاشته تا ما را هم انتخاب بکند، امتحان بکنه در مسیرهای مختلف.
موضوع مطالبات دانشجویی در سطح کلانش بحث مبارزه با فساد اقتصادی، ایجاد عدالت اجتماعی، موضوع ایجاد گفتمان انقلاب اسلامی و اجرایی کردن سند اسلامی شدن دانشگاه هاست. فکر می کنید ما چقدر توانستیم در این مسیر گام برداریم و چقدر با اهداف آرمانی فاصله داریم؟

شما یک مقایسه کنید از دانشجویان دهه ۶۰ تا الان که در دانشگاه بودند از نحوه پوشش، نحوه صحبت، نحوه احترام گذاشتن به یکدیگر، نحوه رفتار، سطح آگاهی اجتماعی، سطح برخورد فرهنگیشان خیلی راحت متوجه میشوید که افت نسبتاً قابل توجهی داشته. من نمیخواهم تحلیل علتها را بکنیم. اگر بخواهیم رفع بکنیم باید علتها را پیدا کنیم و علتها را برطرف کنیم. با معلول برخورد نکنیم. من بارها شده که با دخترهایی که خیلی بدحجاب هم بودند صحبت کردم و ریشه مذهبیشان را بررسی کردم آنها به شدت ریشه مذهبی دارند به شدت قلب بسیار پاک و رئوفی دارند و اعتقاداتشان خیلی عالی است و به راحتی اگر گفتمان خوبی انجام شود، مسائل الهی را میپذیرند و سبک و سیاق خود را اصلاح میکنند. به نظر من زور گفتن در این مساله خیلی پاسخگو نیست. البته ما باید کل را اجرا کنیم و باید دانشگاه یک استانداردهایی را رعایت کند این طور نیست که هر کسی هر طوری دلش خواست برود بالا سر مریض. این اصول در همه دنیا تعریف شده است و به همان قاعده و قانون باید کارمان را انجام دهیم و نباید کلاً در زندگی شخصی افراد تجسس کنیم.
اجتماعی کردن دانشگاه چه تاثیری در رشد و بالندگی آن دارد؟
دانشگاه متعلق به همه است شما نگاه کنید هاروارد دانشگاه متعلق به ۱۶ هزار دانشجو نیست یا ۴ هزار استادی که آنجا درس میدهند، نیست. دانشگاه هاروارد برای همه کشور آمریکا هست و در بستر جامعه قرار دارد و مردم میتوانند از کلاس آنجا از دورههای کوتاه مدت آنجا استفاده کنند و آگاهی خود را بالا ببرند. این هدف اصلی دانشگاه است دانشگاه نباید بسته باشد و علم اصولاً نباید بسته باشد و محدود به کسی نیست و دنیای امروز دنیایی است که انحصار را از بین برده و فضا را برای همه باز کرده البته اتوماتیک وار این طور خواهد شد و هر جامعه و هر کشوری زودتر این کار را انجام دهد موفق تر خواهد شد.
در بحث عدالت آموزشی هم صحبت کنید به نظر شما آیا این عدالت آموزشی در سیستم آموزش ما وجود دارد؟
متأسفانه اشراف زادهها و آقا زادهها فرصت بیشتری را در دانشگاهها پیدا کردند و این بد است برای جامعه و اینکه افراد فقیر جامعه، افرادی که بسیار با استعدادند ولی خوب ممکن است پدر یا مادر نداشته باشند در محرومیت اقتصادی، فرهنگی یا حتی جغرافیایی و یا ممکن است در شهرهایی باشند که امکانات وجود ندارد و به نظرم باید این بیعدالتی را برطرف کرد و اگر برطرف نکنیم قطعاً به ضرر رشد جامعه خواهد بود.
جوامعی که مانند ایسکاندیناوی رشد کامل اجتماعی کردند و به قول معروف به آن درجات عالی رسیدند که همه آرزو دارند به آنجا برسند از لحاظ اجتماعی نه از لحاظ اخلاقی، دین آنها کمبودهایی دارد و الان جالب است بدانید که مسئله طب، نگاه معنوی بسیار بسیار دارد. آنجا زیاد میشود و نگرش معنوی بالا میرود و تازه فهمیدند که اینها کمبودشان بوده و اگر جوامعی مثل ایسکاندیناوی رشد کرد به خاطر این است که عدالت را رعایت کردند و عدالت مبنای حرکت جامعه است و عدالت از اصول دین ماست و جزء دومین اصل دینی ماست. عدالت چیزی است که قرآن میفرماید: اگر تقوایی میخواهید در عدالت است. حضرت علی(ع) شهید شد چون عدالتش زیاد بود و به خاطر عدالت کشته شد. اهمیت عدالت هم در جوامع غربی و هم جوامع شرقی بسیار پر اهمیت است.
ارسال نظر